اتفاقهایی که این چند وقت برای من افتاد این بود که سه تا تولد گرفتن برام و این خیلی برای من و برای روحیهام خوب بود😍
حالمون بهتره حال خودم خیلی بهتره
شیفتامون طبق معمول زیاده و انقدر این فشار بهم وارد شده بود که دیروز رفتم چشم پزشک و از درد شدید و اشک ریزش از چشم رسید به اینکه اونقدر این چشمم داغون بود که دکتر با تعجب ازم پرسید چند سالته تو.....
که من گفتم من فقط خیلی گریه میکنم!
میم رو دیدم که یکم به هم ریخت از حرفم
و گفت بری لیزر الانم چون حوصله تایپ کردن ندارم و چشمام درد میکنه از گفتار به متن دارم و استفاده میکنم و حرف میزنم
چه خوبه ویس بدیم و صحبت کنیم و کامنتهایی هم که میذارید به صورت ویس باشه خیلی قشنگتره و خیلی به واقعیت نزدیکتره خلاصه چیزی که هست اینه که همین حرف دیگهای نیست