غـــارِ تنـهـآیــیـمــّ
About
Categories
Tags
Archive
Links
Posts
Codes
22:24 , سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۴ ,

بغض سنگینی دارم.. از اونا نیس ک یک ساعت بشینم گریه کنم تا اروم شم.. از اوناس ک باید جیغ بزنم و با جیغ گریه کنم تا خالی شم.... خیلی وقته ک بی صدا هق هق میزنم و مدیریت میکنم بغضمو ک کم کم طی یک ساعت خالیش کنم...

امشب خیلی تو فکر ف هستم.... قبلاها هروخ انقد تو فکرم میومد یه اتفاقی داش براش پیش میومد.. مث اون روز ک دزد خفتش کرده بود و بقول خودش میگف: تمام مدت دزدیه گوشیم داش زنگ میخورد هی میگفتم عشقم نگرانم شده...

هروخ چیزیش میشد من میفهمیدم.. انقد ک عاشقش بودم... 🥲

اولین عشقی ک تجربه کردم.. بدجور منو زد زمین.......

من یه بچه درسخون و سر به زیر .... اونم همینطور... ولی من درونگرا و اون نقطه مقابلم...

تو شهر همه میشناختنش همه جا سمینار و کلاس و کارگاه برگزار کرده بود....

ف .... دلم تنگه... ف دلم تنگه...... بد کردی ف... ف....

عشقم اینه تو جمع خانوادگی یه چیزی ب شوخی برا خانواده تعریف کنم ازش و اسمشو صدا کنم... دوس دارم هنوز مالک اسمش باشم.... ف...

یادمه میگف چشمات میخنده برام... اولین کسی ک گف خیلی دستای قشنگی داری ف بود... کمر باریکم... موهای بلندم..

هیچوقت ازم بد نمیگف... یادم نمیاد... لنت ب این حافظه ک همه چیو یادشه.....

اولین سلام..‌ اولین دوستت دارم... اولین بوسه... اولین اغوش.. اولین جیم زدن...اولین صبحانه‌.‌ اولین رابطه.... اخرین روز... اخرین غذا.... اخرین نگاه... اخرین حرف.... اخرین.‌‌... درد داره اخرین... برای کسی ک همه اولین ها رو باهات گذروند.... خدافظب خیلی بده...

ف خوب بود ولی نه واسه من.... میگف همه تو س‌.ک.س اینجوزین... میبندن .. میزنن‌‌.. خفه میکنن.. لذت میبرن از ترس و گریه پارتنرشون!... همه وسط رابطه بش میگن ج.ن.ده ی من!!!

من نمی فهمیدم... نمتونستم و هربار از عشقم این چیزا رو میدیدم پیرتر میشدم... نصف موهام تو اون ۶ ماه سفید شد... ۲۰ کیلو کم کرده بودم و هیشکی نمیدونس چمه....

غذا درست میکردم ... نمیتونستم بجو ام و قوزت بدم... قورت دادن یادم رفته بود...غذا میذاش دهنم‌..‌ یکم میموند تو دهنم و با دستم درش میوزدم‌‌‌.... ظرف غذا رو پرت میکرد و اونم نمیخورد....

من لال بودم..‌ نمیتونستم بگم نمیتونم ازت خشونت ببینم... ف چیکار کردی بام‌‌‌...

بهم میگف این تخت رو گرفتم واسه اینکه هر چهار طرف میله داشت برا بستنت ب تخت..‌ از ایده های بعدیش برای س‌ک.س وحشی بزام میگفت و من از ترس یخ میکزدم.‌‌‌...

من همه ی ترسم جدایی بود... ف ...‌

دو سال پیش بش پیام دادم با اکانت ناشناس و خودمو معرفی کردم باورش نشد.. میگف هرکی هستی شوخی نکن بام. این شوخی رو دوس ندارم

و هرچی نشونی میدادم میگف خانم الف اصلا همچین کاری نمیکنه ک به من پیام بده...

و لحظه ای ک باور کرد.... عکس فرستاد ک صورتش خیس بود از گریه....

گف از اولی ک فک میکرذم یکی داره دستم میندازه داشتم گذیه میکردم...

عکس از دفتر روزانه نویسم فرستاد... خودم یادم نمیومد کی نوشتم.... از رژیم مناسب نوشته بودم و قصد داشتم مادر شم.... مادر....

گفتم فقد پیام دادم ک بگم بخشیدمت‌.

گف ولی من خودمو نمیبخشم‌.‌ بهت بد کردم و از وقتی جدا شدیم پامو نذاشتم تو شهر....

ترسیدم... الکی بش پیام دادم ک من عاشق همسرم هستم و خدا عین یه فرشته گذاشتش تو زندگیم... عکس خواهر زادمو نشون دادم و گفتم بچه خودمه... چقد قربون صدقش رفت و گف چقد شبیهته...

ف... از وقتی اون کارها رو میکزد باهام یواشکی قرص میخوردم مباذا باردار شم‌...

با چاقو تهدیدم میکرد نکنه کسی دیگه رو دوس دازی ک با من اینجوری شدی؟ و من لال بودم از ترس...

ف ......... مادر شدن ب دلم موند.... دیدی؟....

دیدی نامردی کردن به من... ف ... بیا مث اون موقه ها بغلم کن‌... ف ... اغوش ترسناکتو باز کت....ف..‌ بیا بریم... من خیلی تنهام ..


کد آهنگابزار وب مستر

دانلود آهنگ جدید