شیک زدن یاد گرفتمممم :)))
قبلا ک با "ف"دختر میم خوب بودم، تا قبل از اون دعوا، داشت شیک زدن یادم میداد و من عین خنگا بجای تکون دادن باسن رونامو تکون میدادم :)))
چن روز پیش دوباره تکرار کردم دیدم عههه یاد گرفتم :)))
دیشب ب خرید وسایل شخصی گذشت.. ابرسان و شوینده و قند رژیمی و پروتیین
تو راه دو تا تینیجر دنبالم بودن و چون دورم شلوغ بود ازشون استرس نگرفتم و تازه خوشمم اومد ک براشون جذابم :))
گفته بودم رژیممو یک ماهه شرو کردم؟ جدیدا ورزش و یوگا رو هم اضافه کردم ب رژیم غذاییم..
دارم با خودم دوست میشم تو این تنهایی اجباری.. میم یک ماهه فقد بخاطر اینکه بهش پولامو نمیدم قهر کرده ..لنت ب قهر های برنامه ریزی شده..........
اخرین روزی ک ترکش میکنم، حتما میشینم با لبخند نگاش میکنم و ازش تشکر میکنم ک قبل از ترک کردنش، یادم داد بدون اون زندگی کردنو 🫠
سخت شدم من.. دیگه شیشه نیستم.. سنگ شدم.. ارومم .. ولی بدنم تو حالت جنگ و گریزه.. با یه صدای کوچیک میپرم و ضربان قلبم میره بالا.. دلم برا خودم میسوزه ک چقد ادم خوبی ام.. ولی این دنیا، ادم خوب نمیخواست....
نمیدونم! شاید یه نفر باید سه چهارتا لگد بهم بزنه ک بتونم راحت بزنم زیر گریه