غـــارِ تنـهـآیــیـمــّ
About
Categories
Tags
Archive
Links
Posts
Codes
13:1 , یکشنبه بیستم مهر ۱۴۰۴ ,

دیشب کت مورد علاقه بابام رو تو بغلم گرفتم و خوابم برد... اون حس امنیت رو میگرفتم...

بابام یه مدلی بود ک فک میکرد اون بیرون جنگل خطرناکیه و باید دختراشو از خرس و گرگ ها مخافظت کنه...

قانون این بود قبل از تاریکی خونه باشیم، تنها بیرون نریم، لباس رنگی ک عمررااا اجازه داشتیم بپوشیم، سوپرمارکت فقد با داداش و بازی میکنیم فقد تو محدوده ی کوچه....

الان ک بزرگ شدم میفهمم...

اره بابا... راست میگفتی... اون بیرون جنگل ترسناکیه بابا.... الان سلطان من کجاس .... بابا نا رفیقی کردی ما رو تنها گذاشتی وسط جنگل....


کد آهنگابزار وب مستر

دانلود آهنگ جدید